سرودن شعر چیزی نیست مگر انکه راه خود را در امتداد تاری از زیبایی  قدم به قدم حس کنی

مشکل شاعر باقی ما ندن بر فراز ریسمانی است به نام شعر و زیستن بر بلندای رو یا

بی انکه حتا لحظه ایی از طناب خیال فرود ا ید و از رو یا ها یش دست شو ید.

           ...........................................

 

 شا دی های زندگی در چشمان تو می رقصد

   و از یاد مبر

من نیز دست می کو بم

 بر طبل تو خا لی

تو در دستان من

       می رقصی

و من در چشمان تو

 می کو بم

 ........................... 

لینک
۱۳۸٥/٤/۳٠ - رضا