فردا

اگر سایه چشمان تو باشم

 خورشید فردا

طلوع دیگری خواهد داشت

هیچ تنی لرزان

هیچ مادری نگران نخواهد ماند

اگر سرخی لبان تو باشم

واژه های فردا

عروض دیگری خواهد داشت

هیچ ازاده ائی زندان

هیچ مادری نگران نخواهد ماند

اگر ضربان قلب تو باشم

تپش های فردا

شروع دیگری خواهد داشت

هیچ دلی نالان

هیچ مادری نگران نخواهد ماند

...........................................................

حرف اخر.... با عشق به دل مهربان مائده عزیز

/ 137 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوای مهر

درودی به زلالی مهر کجا سفر رفتی که بی خبر رفتی ... زیباست و ارزش بارها و بارها خواندن را دارد. نگاشته ات را می گویم . اما جان من به فرموده ی مولانا " طبع چیزی نو به نو خواهد همی " . بازآ و باز هم بنگار که چشم براهیم . پیروز باشی و سبز

بیتا

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

شیدا

درود. به باد برو تو اهلِ اخلاقِ آینه ای عزیزم خدا هم خشنود است گورِ پدرِ این آدمیانِ عجیبِ نزدیک به پرت و پلا ! بودنت را دوست دارم و میدانم که میدانی. ممنون برای بودنت . کلمه ای برای تشکر نمی یابم. ایام به کام و بدرود.

مریم

در شعر من چرخی بزن ای هد هد دیوانه ام یاری کن اینک قلب را ای مستی بی باد ه ام ما را به دریای جنون گه می کشی گه میروی با من نکن ای جان من ! تو شمع ومن پروانه ام در وادی بی صبر خویش هم تاز من زین مرگ باش افسرده تر از من نگو ،دیدی ولی زندانی ام! آخر شبی از درد خویش فکری کنم بر مرگ خویش! خود را می آویزم به دار درمانده و شیدایی ام! رفتی فلک بر کار خویش از یاد بردی یار خویش دستی به دل داری و من ابری به دل بارنی ام همصحبت دیوان شدی ای وای بر دنیای خویش مردی کن و ما را ببخش همصحبتی پنهانی ام! با ما نکردی تو جفا کشتی مرا تو در خفا زین رسم را با خود ببر من زاده ی تنهایی ام!

بیتا

من چیزی را در تو پیدا کرده ام لطیف تر از باران حسی بکار در بکارت روحم تا بپرورانم هزار و یک غزل عاشقانه را قولی بده مرا بنویس تا در هیاهوی این همه نفس تازه کنم در کلمات تو این روزها زیاد میخوانم ولع خواندنم باز رهایم نمیکند جای تو خالیست

شهین غمگسار

سلام

مریم

من مانده ام و یک برگه سفید!!! یک دنیا حرف نا گفتنی!!! و یک بغل تنهایی و دلتنگی... درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود!!! در این سکوت بغض آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند! و برگ سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش می کشد! عشق تو نوشتنی نیست... در برگه ام , کنار آن قطره یک قلب کوچک می کشم ! و , وقت تمام است!!! برگه ها بالا...

ا. فدردان

درووووود بر رضا اسمتو خیلی دوست دارم متنتو خیلی دوست دارم چون کوتاه و جالبه جلب توجه میکنی با مطلبت نه با رنگاورنگ کردن وبت خدا یارت همه جا !!!