رنج شدن

کدام واژه قامت رنج تو را کوتاه کند

مردن  مختصر است

وجاده ی نرسیدن را کوتاه نمی کند

هستی بر سطح گذر را بیشتر معنا  می دهد مردن

ناموس قانون پدران رنج تو باشد

و نیستی انتهای جاده رنج نیست

تو با عتاب عشق شکفته ائی

وبا شتاب درد به رنج رسیده

بر کف بی پاداش تو

تاول های چرکینی باشد

که رنج پدر را یدک می کشد

باید رنگ افتاب من پیراهن ابی تو می شد

اما هر دو سیاهپوشیم هنوز

ما رنج شدن را

رنج می بریم هر روز

..............................................

با عشق به پویا که رنج شدن را رنج می برد

 

/ 23 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دریا

ممنون از حضورتون[گل][گل]

سایه

خود را در پارچه ی سیاهی می پیچی که سیاه بختی را معنا باشد. انجا که بالا تر از سیاهی رنگی نباشد خاصه که تو کاشف فروتن مهربانی بودی و بود بودنت را در دل دوست می یافتی های دوست های دوست رنگ ابی ات سیاه شد

سایه

یکی زخم دهان گشوده را مانی انجا که کسی نمی بیندش و تو نا علاج با رنگ پیراهن ات به تماشایش می گذاری

سایه

امید از محنت ادمی شروع و در محبت ادمی ختم می شود ختم(کار) رفیقمان است گویا تا کجا دست ازاد ( ازاد) ادامه کارش باشد

سایه

اگر سکوت سر شار از سخن های نا گفته است دقیقه ائی سکوت می کنیم و فروتن انه به تلاش نا ایستای دست هایش می ایستیم دستهائی که علاج بود نا علاجان را

سایه

با من باش نازنین انجا که من در نا علاجی هایم دست های تو را می جویم در لمس اندوه بزرگم

سایه

هرگز انسانی نیست همان گونه که پایانش نباشد ایکاش .. ای کاش خنکای ابی باشیم که بر اتش دلی می نشیند خاصه انجا که اتشی دل تنهای مردی را می گدازد

بارون

آخرش خیلی قشنگ و پر معنی بود ......... ممنون زیبا نوشتید [گل]

نگار

آقا رضا سلام این مطلب کمی سنگین و سرپوشیده بود یا شایدم من زیادی درس خوندم مخم هنگ کرده [نیشخند] پست قبلی خیلی قشنگ بود نوع نگارش شبیه شعرای سهراب بود که دوستشون دارم شاد و موفق باشید [گل]