نا چارم و

چاره را در چنگ به دیواره ی کوه می جویم

اواز سرد برف را 

در اه های سرد سینه ی خود می پویم

تا زخم تازیانه ها بر کتیبه ی پاها را

که  در   گودی  ان دره ی گود خورده را فراموش کنم

ایکاش همه ی زخم های دیرپای خود را فراموش کنم

ونشسته در این سکوی سکوت

گوش به  زخمه ی تاری که  از دورها می اید بسپارم

/ 10 نظر / 20 بازدید

زوزه گرگ .اواوی شغال و قارقار کلاغ .اوازه ی شهر ماست

...

پشت این ساله ی لنگان چه کسی خوابیداست چه کسی خواب جدائی دیدست وشما را به خدا دلتان می اید روزن روشن یک مرد چنین تار شود

دردی نه دوا پذیر دارد...

...

چمدانت را با هیچی بستی اینجا هیچ قطاری برای زن عاشق در هیچ ایستگاهی ایست نمی کند

...

به چشمانت شک کن من که گم نشده ام

ماشا

حرف ها، گاهی شنیده نمی شوند. سلام گرامی. واتوره با حرف ها به روز است و منتظر نقد و نظرت.

...

یارب ان اهوی مشکین به ختن باز رسان وان سهی سرو خرامان به چمن باز رسان دل ازرده ما را به نسیمی بنواز یعنی ان جان زتن رفته به تن باز رسان

ماشا

دوما تو وهار آزه پیره ماو.. بعد از تو بهار زود پیر می شود. سلامی بهاری.. وهارت مارک،سالت خوش،حالت نیکو،مالت آباد، مینت مه نه نی،روزگارت روم،وژت سالم ،کس و کارت ساق، زه نی ئت دلخواه..... بهارت فرخنده،سالت خوش،حالت نیکو،خانه ات آباد،دیارت ماندنی،روزگارت رام،خودت سالم،نزدیکانت صحیح و زندگانی ات دلخواه... واتوره با چند بهاریه به روز است.دیدار نوروزی فراموش نشود دوست من....

helia

ایکاش همه زخمهای دیر÷ای خود را فراموش کنم[گل]