کوچه ی پاییز

دیگر چهل ساله شد

اولین نگاه رفاقتم به تو

دشمنی هم که کنی

نگاهم دزد می شود

مواظب خودت باش

کوچه ی پا ییز

بن بست زمستان است

..........................................

برای فری عزیز  پاییز 88

/ 35 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

راستی این قطعه را هنوز تمام نکردم ! شاید احتیاجی هم نباشد ! الان دیدم به تکامل رسید........ پس همینطور مینویسمش. تقدیم به شما. قطعه ی بی.......... را که در کامنت قبلی نوشتم گفتم. ممنون از بودنتان.

نیلوفر

کوچه های پاییز روی شاخسار مهر نگاهت سرسبزترین بهار امیدست.. [گل]

داود

سلام .... شعر زیبایی بود. موفق باشید.[گل]

[گل]

شاعر متروکه

درود رضا جان شاعر متروکه بروز شد دعوتید به پایتخت جمجمه ها _____________ و زیر مجموعه های اَش - رُخ ها اعدام شدند و فیل ها بِ هندوستان برگشتند یادم ، تو را - خاموش

ارکیده

رفاقت چهل ساله باید خیلی عمیق و عزیز باشه...

حقدوست

[لبخند][قلب][گل][لبخند][قلب][گل] سلام دوست ارجمند. دهه کرامت بر شما مبارک. با پستهاي جديد در خدمت شما هستم: ابتدا «تذکراتي مهم ‌‌براي ‌‌‌‌استفاده ‌‌بهتراز وبلاگ» را بخوانيد(شايدبراي‌‌وبلاگ شماهم مفيدباشه): http://bia2mofid.persianblog.ir/post/536/ [گل][گل][گل] [قلب]>>> سؤال از اهل سنّت: بعد از پيامبر(ص) پيشواي حضرت فاطمه(س) چه کسي بوده؟ http://bia2mofid.persianblog.ir/post/547 [گل][گل][گل] [قلب]>>> پيشگويي امام صادق(ع) از مرگ زني که با شوهرش بدرفتار بود http://bia2mofid.persianblog.ir/post/543 [گل][گل][گل] [قلب]>>> حديثي در ردّ جمله معروف «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو» http://bia2mofid.persianblog.ir/post/546/ [گل][گل][گل] توصيه مي‌کنم حتما لااقل به مدت 5 دقيقه براي خواندن احاديث وقت بگذاريد. [گل][گل][گل] منتظر حضور شما هستم. [لبخند][قلب][گل][لبخند][قلب][گل]

شیدا

درود. تو کجای این دنیایی ؟ شما خود عشق هستید. برای شما و خودم دلی را آرزو میکنم که بتواند دوام بیاورد ! من هستم شانه به شانه ات همسایه ی سایه ات شاید همان دزد نگاهت ..........! و تو خامش منشین خدای را پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی هر چه باشد.! بر دستان متبرکتان هزاران بوسه میزنم و با جرات میگویم : اما نه نمیگویم ! باید از حاسدان ترسید پس زیر گوشت زمزمه میکنم تا باشی هستم. تا آخرش ! ایام به کام و بدرود.

بیتا

بگذار در حریمت باشم من محرم بودن را میدانم بگذار در گوشت زمزمه کنم من عاشق پچ پچ های عاشقانه ام تنم در کشاکش تو مردادی ترین است گر میگیرد از آفتاب چشمانت تو در من طلوع کن تا در همه ی شعرها طلوع کنم من در

شبنم

زیــر هـق هـق چشــــــم هـایـی کـه دلتنگــــــــــن چگــونه ســاز دلتنگـــــــــــــــی رو مـی نـوازنــــد گاهــی رقــــــص بـرگـــــ هـای پـاییــــزی تـوو فصــل غمگیــــن و عـاشقانــــه ی پـاییـــز منـو یـاد بـرگــــــــ هـای دفتـــر خـاطــــراتـم مینــدازه یـاد رقـــــص واژه هـام میــون بـرگــــــــــــ هـای مجــازی تنهــــایــــــــی هـام گاهــی یــاد عـاشقانـــه هـای آبـــــی و صورتیــم مـی افتــم یـاد دوستــــــــــــــ داشتـن هـایـی کـه بـه رنگـــــــــــــــــــ سبــــــــــــــــــز بــود