میله های ملاقات

باز اختیارم

تنها

ذره ذره مردن شد

که   بی اختیاری از ملاقاتت

ذره ذره ابم می کرد

  اری. اری من یک مادرم

که   در نماز عشق

نیاز به خم شدن ندارم

تو نیز پشت میله های ملاقات

خم نمی شوی

فریادی هستی کوچک

که مادرت را می خواهی

و من با فریاد کوچک تو می گویم

ما در نماز عشق

نیاز به خم شدن نداریم

های.. اشغالگران سیاه سر مزدور

تنها خواسته ام

دیدار با فرزندانم بود

از دور

/ 9 نظر / 6 بازدید
شهین غمگسار

در این سرزمین دیر زمانی است که خورشید را از بام اسمان به زیر کشیده امد... اما تو باور کن.... ه ما روز و شبی هر دو تابنده داریم. ( شهین غمگسار )[گل]

لیلی

همیشه می خوانمت شاعر .. همیشه . ولی نمی دانم این سکوت بعد از خواندنشت چیست .. نمی دانم این قدمهای بی صدا ..

نگار

سلام خوب هستید؟ وبلاگتون قشنگه مثل خودتون[خنده]اگه وقت داشتید به منم سر بزنید ممنونم

فائزه

دعایت میکنم من در میان ربنای سبز دستانم. دعایم کن سر سجاده سبزت . میان بغض چشمانت. گمانم هم دعای من بگیرد هم دعای تو. دعایم کن ...[گل]

رویای خیس

سلام دوست من احترام گذاشتن به همدیگر ارزش بالایی دارد ..// از مردمی که برای خود احترامی قائل نیستند بپرهیزیم ..// زیرا برای دیگری هم احترامی قائل نمیشوند ..// بدرود [بدرود]

راحیل

من یک مادرم................. [گل][گل] احوال شیدا هم خوبه فقط توله سگهاش اونقدر زیاد شدن که وقت سر خاراندن نداره

پرواز در سن

باز اختیارم تنها ذره ذره مردن شد. سلام چه سروده ای مرد! که ذره ذره این چند واژه را میفهمم. و ممنون از ارزویت که برایم نفس کشیدی.

تارمی

سلام دوست عزیز آپم و دعوتید.چشم به راهتون هستم.