نقش

نه نقش بازی نمی کرد هرگز

نقاشی بود

کز لذت من لذت می برد

قلم را با اب دهانش خیس می کرد

در  اه دلش می امیخت

و بر بوم سینه من

عشق را به رنگ ابی نقش می زد

نه نقش بازی نمی کرد

در سیاهی شب

عشق را بر روی سینه ام

نقاشی می کرد

 

/ 10 نظر / 6 بازدید
جیغ

عشق نقاشی نقش بازی بیزار شده ام از این واژه ها

lمعصومه افسری

آنقــدر مــــرا سرد کـــرد ؛ از خــــودش .. از عشـــق کــه حـــالا بــه جـــای دلبستن ، یــــخ بستــه ام! آهــــای !!! روی احســاســم پــا نگذاریــد لیـــز می خوریــد…

مینو

نقش بازی نمی کرد نقاش بود آنچه را که نبود نقش می کرد . . . [گل]

مینو

[گل]

جیغ

قبل تر ها می آمدی هر از گاهی کامنتی می گذاشتی دلمان خوش بود که خوانده می شویم

نوای مهر

درودی به زلالی مهر یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود ... زیبا بود همچون همیشه . نیستی دوست ارجمند و من با " جیغ " هم رایم . پیروز باشی و سبز

شهین غمگسار

سلام انقدر بدلی دیدیم که باوری به اصل نداریم نه! نقش بازی نمیکرد[گل]

امین

درود بر شما بسیار عالی و زیبا بود[گل]

امین

عشق دوستی رفاقت خیلی کمیاب شده.. اگه آنها را دیدی سلام من را هم برسان..