انتظار

از کنار این پنجره ی بسته

غوغای قار قار کلاغهای غروب

به ایستاده خلوت این خانه نفوذ می کند

بغض کهنه ی گلویم ترک بر می دارد

و اسکلت انتظار سقف این خانه فرو می ریزد

در ولوله این ویرانی

مردی چشم به راه تو است هنوز

/ 14 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
..

تو از خود بیزار نباش .مرا فراموش کن

شازده کوچولو

ادم همسایشو "حتما" می شناسه، چرا میگی بیا "شاید" بشناسی؟:) خوبید که حتما؟

رویای خیس

سلام *** ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ///// ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ///// ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ///// ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.! /////

رویای خیس

مي خواهي بدانی قلبت چقدر بزرگ است ؟///// به دستت نگاه کن وقتی که ///// عشق و مهربانی را به دیگران تعارف میکنی ./////

رویای خیس

فرقی ندارد آهو باشی یا شیر ///// آفتاب که برمیآید آماده دویدن باش./////

رویای خیس

هر بامداد شیری از خواب بر میخیزد و میداند ///// از تند ترین آهو باید تند تر بدود ///// وگرنه از گرسنگی خواهد مرد./////

رویای خیس

دوست خوب ///// غمها را از بين نمي برد///// اما کمک ميکند با وجود غمها محکم بايستيم ./////

رویای خیس

خیره سوزد چراغ مه به فضا///// پیش خورشیدِ زندگانیِ من///// گرم و پُر‌شور و آرزو‌افزا///// قلب من، عشق من، جوانی من/////

سيد عدنان

سلام آقاي رضاي گل چند وقتي بود اين حوالي نيامده بودم خيلي خوشحال شدم كه مي بينم هنوز چند نفري هستندكه مي‌نويسند اميدوارم كه هميشه شادباشيد و ارام

پرستو

ﻣﻦ ﻫﻨوز ﮔﺎﻫﯽ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ... ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ... ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ