بی تو

وقتی تو نیستی

من چگونه خود را صدا کنم

بی تو من نایی ندارم

صدائی ندارم

بی تو من حتا نامی ندارم

کتف تو خوانش اشکهای من است

بی تو من اشکی ندارم

بی تو من استخوان بودنی ندارم

بی تو من پوستی ندارم

درد دل با دوستی ندارم

کهنه زخمی دارم اری

کهنه دردی

که دست سرنوشت

با نام زرین تو نوشت

......................................

با یاد ان یاد گرامی

/ 2 نظر / 78 بازدید
..

یک روز برگ توهم از درخت جدا می شود/ این هیاهوی بی کران صامت و بی صدا می شود/ لیک درون این باغ پر درخت زندگی/ عطر باور تو هم پخش در هوا می شود

..

انتظار دانه های انار/ اتش سرما را/ سرخ می کند/ حتی در فصل زرد جدائی ها