بهانه

من بدنبال بهانه ائی می گردم

      کوچک

به اندازه تک ان قناری در قفس

تا تکه چوب ها و پوشالها را جمع کنم

لانه ائی بسازم

        کوچک

به اندازه دم تو و باز دم من

من بدنبال بهانه ائی می گردم

         کوچک

به اندازه مردمک چشم تو

تا تنهائی کوچک من

بزرگ شود

به اندازه ان درخت و نه همه ی باغ

تا تکه چوب های تک من

در قفس نباشد

التماسم نیست صاحب قفس

ناله ام چرا

ناله ام

چرا    

/ 47 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار

دوستاي خوبم سلام تو وبلاگم جشنه اومدم همه‌تون و دعوت كنم تا در شاديمان شريك باشيد ، من و دخترم خوشحال مي‌شيم كه بيايد پيشاپيش از اينكه نتونستم مطالب خوبتون و بخونم عذر مي‌خوام در اولين فرصت انشالله ميام پيشتون شاد و مانا باشيد باز هم ممنونم

نگار

سلام عيد بر شما مبارك باز هم كه آمدم نتونستم شعرتون و دوباره نخونم به راستي زيبا ست [گل]

سارا

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد ايمان به جز از حب علي پايه ندارد گفتم بروم سايه لطفش بنشينم گفتا كه علي نور بود سايه ندارد عیدتون مبارک[هورا][گل] سلام مطالب زیبایی نوشتین خوشحال میشم به منم سر بزنین موفق باشین

شیدا

درود. دلا امشب به می باید وضو کرد و هر نا ممکنی را آرزو کرد.......! نازینین یار : من گله نمیکنم که میدانم : ابراز عجز نزد ستم پیشه ز ابلهی ست اشک کباب باعث طغیان آتش است ! اما : گاهی از خود به در میشوم. تحمل این همه نامردمی برایم سخت میشود. و اینطور مواقع گم میشوم کم میشوم و فرو میریزم ! ولی بودن چون شمایی برای یادآوری که من کی هستم مرا دوباره برپا میدارد و من شادم ازین احساس. خوشحالم از داشتنت بودنت حس زیبایی ست واین احساس را مدیون شما هستم. فدای همه محبتی که شما هستید. ایام به کام و بدرود.

نیکو

زندگی بهابه ایست برای به یاد او بودن ....

سارا

سلام آقا رضا ممنونم که نظر دادین من شعری که نوشته بودم رو عوض کردم اگه بهتون توهین شده منو ببخشید [ناراحت] موفق باشین

شیدا

درود. یک شب عده ای آشنا آمدند همان میان من و چراغ و ستاره نشستند از فهم چیزی شبیه فاصله سخن گفتند گفتند میدانیم گهواره شکسته است رویاها ویران کوچه ها خاموش و کتاب هاتان هم................! ما دیگر نه کتاب و نه کوچه نه رویا و نه گهواره هیچ نمی خواهیم فقط فهم فاصله دشوار است.....! ایام به کام و بدرود.

شیدا

درود. بودنت را دوست دارم. و خودت را بیشتر........ ایام به کام و بدرود.

شورانگیز

می بوسیمت سه تایی من وغم وتنهایی............امان از این جدایی دلتنگتم خدایی..........ممنون از حضور گرمت نازنین.......