زندگی

ترکم کن

پیش از انکه به پایت افتم و

لابه کنان لاس ات زنم

تا زنده بمانم

به امید دیدار یار

که امید فریبی ست

کز کودکی هزار جامه ی شیک به تن می کند و

نقاب عشق به صورت می مالد

بی انکه  انی

غبار از ایینه ی چشم ها کنار رود

و دیدار یار پدیدار 

ترکم کن

با توام ای پتیاره ی هر جائی و همه جائی

که نام ات را

با هزار طمطراق زندگی گذاشتن

تا هرزه گی را

با کاغذ رنگارنگ به پوشانند

تا کادوی هفتادم را

جشن بگیرم

به امید دیدار یار

ترکم کن

ترکم

کن

پیش از انکه فحشهای

نازی ابادی تری بشنوی

ترکم کن

/ 3 نظر / 19 بازدید
سایه

خبر کوتاه بود و بی استقبال. و ان کارگر خواستار استقلال. پر درد و ملال. از میان رفت. تنها گریه می کند این پیر. که ان کارگر پر تدبیر . بسته به زنجیر . از میان رفت. دریغا و درد. به تجمع نبودش حتا یک اه سرد. و این نبود پاداش تلاش عاشقانه ان مرد. تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

سایه

چرا بال هایم را چیدی/ من به همت انها/ همه ی بام ها/ دانه داشتم

...

من دراین خلوت خاموش سکوت/ اگر از یاد تو یادی نکنم می میرم