غم ما

چشمی که گریستن نمی داند

          غم ما را

کی داند

غم من

و غم تو را می گویم

که ابشار  گونه هایمان شد

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Majid

سلام عمو جان شب یلدای خوبی رو در کنار عزیزانت برایت آرزومندم فال من یادت نره برام بنویس

چراغ

غم شب های مرا همچو منی داند و بس .... کجاست همچو منی که در آغوشش آرام گیرم؟! ...

افشین

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] -------- درود ---------- امشب را به نور ق رنها قدمت جاري نگه داريم ... شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی بر تو ایرانی خجسته باد [گل] ** جاوید باد ایران زمین ** [گل]

یک غریبه

افرادی که قلبهای منجمد دارند چشمانشان با گریستن غریبه است[گل]

ارکیده

چه زیبا...[گل]

فائزه

گاهی اوقات اتفاق افتاده که نشسته ای و حسرت لحظه هایی که بهترین استفاده ها را می شد کرد را خوردی! لحظه هایی که باید سفید بودن ، اما سیاه شدن لحظه هایی که می شد نفس کشید اما خفه شدیم لحظه هایی که باید بهار را نشان می داد اما عاقبت آدرس زمستان شد ، سرد شد و یخی![گل]

بارون

[گل]سلام مهربان با یه شعر به روزم[گل]

نیکو

با توام ای لنگر تسکین ! ای تکانهای دل ! ای آرامش ساحل ! با توام ای نور ! ای منشور ! ای تمام طیفهای آفتابی ! ای کبود ِ ارغوانی ! ای بنفشابی ! با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین ! با توام ای شادی غمگین ! با توام ای غم ! غم مبهم ! ای نمی دانم ! هر چه هستی باش ! اما کاش... نه ، جز اینم آرزویی نیست : هر چه هستی باش ! اما باش!