شادی

خورشید سر زمین من

دیگر بشادی نمی کند طلوع

  وکار

انفجار مین است در گلو

پایان شب  روز نیست

غروب  درد غربت است بر سینه ها

و عشق  سفینه ی کویر شده در باغها

امید   پای هیچ درختی را نمناک نمی کند

                         اینجا

صدای ویلون خالی از اواز است

 دف   دفاع می کند از کفتار

تار    تارهای بریده گیسو

در سنگسار  

کمانچه    کوژ مردان پیر در پارک ها

دستها     از کوفتن بر صورت می دهد صدا

و رقص   پایکوبی مادران پای چوبه ی دار ها

های و  های و  های جماعت

شادی غنچه ی ازادی ست

 و می کشند  هر دو را

مغول ها

اینجا

در ایران ما

 

 

 

 .........................................

/ 10 نظر / 10 بازدید
hamid

سلام لینک های عکس و فروشگاه و مذهبی و ورزشی و عاشقانه و علمی و ... شما هم می توانید با ما باشید راهنما را حتما بخوانید. در ضمن قرعه کشی را از دست ندهید. http://tabadol12.com

شیدا

درود. تقدیم به تو برای احساس زیبایت و درکت از حقیقت : یادت هست ؟ گفتی نشان میهن من همین دانه ی گندم سبز همین گهواره ی بنفش همین بوسه ی مایل به طعم ترانه است ؟ ها ، رضا.....! من به خانه بر میگردم هنوز هم یک دیدار ساده می تواند سر آغاز پرسه ای غریب در کوچه باغ باران باشد ! دستم را بگیر................! ایام به کام و بدرود.

مهرانه

و به تماشا سوگند واژه ای در قفس است

مجید

درود بر شما . سپاس از اومدنتون چکامه ی بسیار زیبایی بود . «دف دفاع می کند از کفتار» خوشحال می شم نگاهی به واپسین نوشتارم هم بندازید: تخریب تخت جمشید و ارزش تخت جمشید

شیدا

درود.جواب پرسشتان با تاکید این است : نع......! گرامی شما جزو بهترین تصمیمات من هستید.شک نکن. ایام به کام و بدرود.

ارکیده

شاد زیستن هنر است...

عسل

سلام خوبین؟ من آمدم .خیلی ممنون که منو فراموش نکردین وبه من سر زدین . همیشه موفق وسلامت باشید[گل]

meysam

سلام دوست عزیز من از وب زیبات دیدن کردم خوشحال میشم به من هم یه سر بزنی عزیزم [گل]

مریم

دیگر ملالی نیست جز نداشتنت ‌٬نخواستنت٬راندنت٬باختنت٬رفتنت٬نماندنت٬ با او و هزاران اوی دیگر بودنت٬بدون مکث پاسخ منفی دادنت.و عشقی نیست٬ جز عشق به چشمان ناز تا ابد روشنت. این را برایت نوشته بودم. باز هم مینویسم: « هر ستاره شبی است که از تو دورم٬آسمان چه پر ستاره است.» مریم حیدرزاده