رابطه

 

 تو کوه من باش

      استوار

تا من راز رویش سبزه ها را بیابم

که روی بتو گلزار می شوند

  ور نه

پرنده ی گرسنه

از کف دستها هم دانه می چیند

و دست اموزی

بالهایش  را خشک

و پرواز را مردنی می سازد

با تو هستم ای استواری پاهای من

سر فراز باش

/ 34 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرانه

برایـت یـادداشـت مـیـنـویـسـم... روزی یـادداشـتـهـای کـوچـکـم را خـواهـی خـوانـد.. نـگـاهـی خـواهـی کـرد .. لـبـخـنـدی مـیـزنـی و مـن بـه تـو خـواهـم گـفـت : چـقـدر روزهـای نـبـودنـت ، سـخـت اسـت ...

مهرانه

برایـت یـادداشـت مـیـنـویـسـم... روزی یـادداشـتـهـای کـوچـکـم را خـواهـی خـوانـد.. نـگـاهـی خـواهـی کـرد .. لـبـخـنـدی مـیـزنـی و مـن بـه تـو خـواهـم گـفـت : چـقـدر روزهـای نـبـودنـت ، سـخـت اسـت ...

عسل

سلام. خوبین؟ شعر زیبایی بود امیدوارم منو ببخشید یک مدتی بهتون سر نزدم. من هم اپم . موفق باشید

سید محسن

مرا خواندی سپاسگزارم از اینکه راجع به مطلب اظهار نظر فرمودی هم تشکر فراوان خواهشمندم یکبار دیگر مطلب را با دقت سفارشی بخوانید اگر مجددا نظر بدهید شما را هم دعا میکنم

سایه

دستگیره ی درب و بی وفائی تو مرا از پا انداخت که به پاشنه نچرخید این درب وصدای تو پایان انتظار نشد

بارون

سلام زیبا بود منم آپم [گل]

سلام شعر زیبایی بود[گل]

تنها

قبلی من بودم[گل]

نیکو

زندگي يافتن رابطه هاست و رسيدن به شعوري يكدست تا نياز نارنج سرخي سيب تا بوييدن گل خراش خار تا كه دستچين نشود فهميدن تا كه زندان نشود باورها

شیدا

درود. و پرنده ها مدیون دستهای خالی ما می شوند ! اما ......... تو نیک میدانی پرنده مردنیست نه پرواز........ فوق العاده بود.به جان سکوت سوگند ! ایام به کام و بدرود.