اخراجی

 

  من کولی پائیز م

سرودم رنگ برگ

 زیر پاهای شما

اوای پر دردم .... به گوشی  نمی رسد

من کولی پائیزم

بغضم کبود

با اسمانی پر دود

می سوزم در بین شما

چکاچک رنگ زردم.... به گوشی نمی رسد

من کولی پائیزم

پر پر شده از سبزه باغم

با داغ عدالت خواهم

اخراجی از کارم

فریاد بی نانی م.... به گوشی نمی رسد

من کولی پائیزم

اری اری کارگر اخراجی

بی هیچ گناهی

با سینه ی پر از اهی

اواز بی پناهی م .... به گوشی نمی رسد

اری  من هم یک فریادم

بین فریاد های شما

که فریادمان.... به گوشی نمی رسد

................................

 

/ 15 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

من از صدای پاک تو سخن می گویم/ که هیچگاه / با عشق نا پاک من/ نا پاک نشد

بارون

سلام مثل همیشه زیبا بود مثل همیشه ببخشید دیر اومدم [گل]

احسان

آری فرهادهایمان به گوشی نمی رسد گاهی من خود صدای خود را احساس نمیکنم ...[گل]

نیکو

گاهی اندوه های بی نهایت ما مضحکند نه؟ پس آسوده باش!! که حتی خدا هم نمی تواند شب را از این سیاه تر کند...

مریم.ر

ما اهل دليم اشاره را ميفهميم راز شب پر ستاره را مي فهميم به پنچره هاي بسته عادت داريم به دوست وفادار ارادت داريم

شكوفه

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

فائزه

سلام ×××××××××××××××××××××××××××××× کاش می شد مثل یک برگه زرد در پاییز ،زندگی را رها کرد و خود را به دسته باد سپرد... [گل]

یک غریبه

این روزها کجاست فریاد رس کجاست گوش شنوا[گل]