با یاد ی از گذشته های دور

در بودنم بی تو

هزار بار خاک را

افتاب تند را

بهانه کرده ام

در کشاش روزهائی که اشک

به نابودی می کشاند مرد و مردی  را

اما در غروب بی بهانه میشود  گریست

اشک هایم را با غم غریب غروب معنا می کنند

ومن

معنای دوری از تو را اشک می ریزم

و رندانه همه را فریب می دهم

..............................................

پاییز 56 زندان اوین

/ 40 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

مرا سر میکشند گاهی مثل فنجان چایی یخ زده مرا گاز میزنند مثل لقمه ای که از شب مانده مرا ...... ............................... ................................

سایه

کاش برایم گفته بودی. نامردی و نا مردمی ام را. راحت تر انگشت هایم را در اختیار موش های جونده قرار می دادم تا از خورده شدنش تو لذت می بردی و حرافان پیروزیشان را جشن می گرفتنند. کاش برایم از چالوس و جاده پر پیچ و خمش می گفتی.که در کدام پرتگاهش پرتم کردی.تا کارفرمایت راضی از کارت باشد. کاش................

رویای خیس

سلامی دوباره دوست من چرا همیشه در انتظاریم ؟ // هیچگاه منتظر نمان پرنده ای بیاید و پروازت دهد ..// خود در پرنده شدن خویش بکوش ..// به امید دیداری دوباره [لبخند]

بهار

آرزوهای کوچکم را بزرگ نشانه گرفتند تا ماهی را در ماهی تابه سرخ کنم و گونه هایم را در خانه ی تو! .... به روزم

نگار

چه زلال است تنهایی و چه روان.. پر از درد.. پر از سکوت، پر از نگاه گاهی تنهایی سنگ صبوری میخواهد شانه ای... تنهایی پر است از آدمها ! آدمها با یک لباس ، با یک نگاه ، با چند واژه ای کوتاه ، گاهی صحنه هایی خلق میکنند ماندگار!! و آن صحنه ها میشود سریال شب ِ تنهایی.. گاهی قضاوت میشکند سکوت تنهایی را ، می زاید درد .. گاهی تنهایی یاکریم میشود..پر میکشد تا خدا.. گاهی تنهایی آسمان میشود..ابر میشود از چشمانی می بارد.. و چه طعم گسی دارد این تنهایی..!

نگار

آقا رضا سلام به روزم خوشحال مي شم بيايد

مریــم

خــدایا وعــده بـهشت مـرا رســتگار نمیکــند !! آغــوش او را وعده بــده رستگارتـرین میشـوم

ماشا

اي برادران بي باور بلاي بيزاري آمده ست دعاي الفت بخوانيد.. واتوره با بلاي بيزاري به روز است. به ديدارم بيا. چشم به راه نشسته ام تا خود را در آينه نقد و نظرت ببينم.

الهام بهاری

من خییییییییییییییییییییییییییییییییلی اینو دوست دارم خیلی عمیق در من نشست ممنون زندان انگار مست میکنه آدمهارو[چشمک][چشمک]