تو زنده ائی  اری

اما ناگهان می میرد

هرچه شوق درون سینه ی من

زیر لب نام تورا تکرار می کنم

که همه شوق من بود

و تو گوئی عمریست مرده ائی در دل من

اینجا دو جسد را در یک گور خاک نمی کنند

دل من و نام تو را

اری تو زنده ائی

/ 5 نظر / 9 بازدید
نجمه

سلام اقا رضا......وب جالبی دارید.... اگه ممکنه ب منم سر بزنید منتظر حضور گرمتون هستم

ماشا

سلام... واتوره به روز است و منتظر نگاهت..

..

هیچکس نمی دونه ...... اما فقط تو میدونی که من چه مرگمه

بيتا

اين تو ، اگر منم كه منم پس كِي به ساحل آرامش مي رسا ني ام؟

..

پیراهن سیاه تنهائی را/ بدر از تن/ این درد دردناک دور از هم را/ پشت در بگذار/ راه باز است و/ شاهین شاهبال/ از اندوه دشتهای در بدری گذر کرده است/کوچه ها دیگر بن بست نیست/ و بر تیر سیمانی انتقال برق/ علامت سلامتی قرار تماس/ چک شده است/ این بار/با صدای رگبار مسلسل عشق تو/ جشن و رقصهای نو/ در نو میدان های شهر /بر پا می شود. .............................. حک و اصلاح کن.....