بال پروانه

پروانه ائی که بال می زند

از ان هیچ باغی نیست

وهیچ تنگ چشمی باغ را بخاطر او نمی خرد

در گستره ی بی مرز کدام باغ ایستاده ائی

که جهان را در بی مرزی پرواز خریداری

خود اگر تنگ دستی نشان تو باشد

که عبور از رودخانه نا مکرر را

در بال پروانه ها می خواهی تو

انکس که خانه با تار سنتور می سازد

به پرواز می اندیشد

پرواز  از کوک سیمی

به سیم دیگر

...................................

با عشق برای رضا معمار زاده

 

/ 23 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل

سلام خوبین؟ زیبا بود [گل][گل] التماس دعا

باران

خانه باید ساخت از پوشال ... ترک خانه باید کرد با پرواز ... پروازت بلند ... . سلام قدیمی ...[گل]

[گل]

[گل]

نیلوفر

انگاه كه در اسمان خانه ي تار گونه ات بال به پرواز ميگشايي رشکِ بهشت است، هواي بودنت.. [گل]

عسل

سلام ممنون که اومدین موفق وسلامت باشید التماس دعا[گل]

آرامش

خاطره ی پرواز پاک نمی شود هرگز....! زیبا بود[گل]

اندیشه

ممنون از حضور قشنگت در مجال اندیشه اما دوست عزیز کیه که واسه ما قدمی برداره؟ کمک به دیگران بدون انتظار پاسخ شده برام عین حماقت . می خوام خودم رو نجات بدم از این نوع روزمرگی....... چند تا از اشعار وبت رو خوندم . قشنگ بود . شاد باشی......[گل]