باورم کن

بد مستی های همه ی مستان را

از خماری چشمان بیدار تو می فهمم

سینه سپر کردگان لج باز را

به سینه ریز لبان تو حوالت می دهم

من از کنار گود

از گودی چانه ی تو

                      در فغانم

باورم کن

گواهم

بالش خیس صبحگاهم است

نشانی رنگ همه ی گلها را

از بوی جوی خون من بپرس

دیشب بد خوابیدم

و خواب بدی از تو دیدم

...........................................

با یاد ان یاد گرامی

/ 3 نظر / 21 بازدید
..

خواب دیدم که سر زلف تو در دستم بود/ خواب ما به بود از عالم بیداری ما

..

زمین تا زمین فرق است میان ماندن و ماندن/ رفتن و رفتن/ با سکوت بمان/ و با سکوت برو

..

به هر که می نگرم در شکایت است/ در حیرتم که لذت دنیا بکام کیست