شیر پاک خوردگان

نه... هیچ گواهی نمی خواهم

پایدار ترین گواهم اشک های من است

کز بی عدالتی بر گونه هایم ماسیده 

نه  هیچ  بخششی لازم نیست اعدامم کنید

اعدامم کنید ای زخدا بی خبران

ناخلف .حافظم. باشم اگر

خدای شما را به جوئی نفرو شم

اری یکی نه.... بسنده ام باشد

تا شیر پاک مادرم را

به تاج و تخت شما نفروشم

..................................

با یادی از گذشته های دور

/ 5 نظر / 10 بازدید
يک خبر خوب

سلام دوست عزيز اگر از بازديد وبلاگت ناراضي هستي ... اگر ميخواي نظرات وبلاگت زياد بشه ... اگه ميخواي با وبلاگهاي ديگه تبادل لينک کني ... حتما به لينک زير سر بزن http://sendmessage.blogsky.com/

...

دیشب خوابت را دیدم. اما این خواب نبود . مرگ بود. چون صدایت را نمی شنیدم

...

ازهجر به فجر رسیدن و خوابیدن را خواب دیدن بی تو چنین شده است جبینم های ای شوری شیرینم بر گرد که بی تو ایستاده اشک ریختن شده است ایینم

...

رفتی چه سر کوچه چه سفر قندهار رفتن همیشه رسیدن نیست بر گشتن عار نیست نقطه سر خط برگرد