گل حقارت

های ای سفر کرده ائین کار

من کاسه ی جان ریخته ام پشت پای تو

تا در زخمی ترین شب های من برگردی

و بر زخمهای تاریخ معاصرم بباری

زیرا که اشک پاک تو

پاک شوید پلشتی زمانه را

تا کودکان سر زمین من

حقیرانه

گل حقارت نفروشند

برای تکه ایی نان

وچشم حسرت به راه تو

/ 2 نظر / 36 بازدید
..

وقتی که اشیانه فرو ریخت/ در استانه بنیاد/ و جغد های هرزه جشن گرفتند فاجعه را/ با دستهای عاشق باید دو باره ساخت ویرانه را/ برگرد/ای خوب ترین خوب ها برگرد/ بگذار پایان دهیم/ جاودانگی انتظار ایینه را