نشانی

من اگر پنجره ائی باشم و

تو تنهائی

می توانی نگاهم بکنی از دور دست

اگر بر امر تصادف دیدی

صورتی چسبیده به شیشه

نزدیک ای

دو طرف شیشه ترک بر داشته

دیدی؟

پشت ان شبنم اه و اشک ها

دل من به خدا نزدیک است

نزدیک ای

من نمی بینمت اما

تو بیا

می بینی

ادرسم سر راست است

باز کن پنجره را

کودک ات غمگین است

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قلم دوش

اتاق فکر 4 با یه سوال داغ بروز شد

شیدا

درود. وقتی یه مشترک، «مورد نظر» هست ولی در دسترس نیست! ناچار میشی رو کنی به مشترکی که «در دسترس» هست ولی «مورد نظر»نیست...............

نیکو

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی

نیکو

حالا ديگر دير است من نامِ کوچه‌های بسياری را از ياد برده‌ام نشانی خانه‌های بسياری را از ياد برده‌ام و اسامی آسان نزديکترين کسانِ دريا را ...! راستی آيا به همين دليلِ ساده نيست که ديگر هيچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد؟! برای من یاد اور شعر علی صالحی بود بسیار زیبا [گل]

مینو

نشانی، گم ، کرده ام چون کلاغی که هرگز راه خانه را نمیابد در پایان هیچ قصه ای، نخواهم رسید

شیدا

درود. نازنین یار : شما همواره برایم ........ باقی خواهید ماند. ممنونم که همیشه حضور دارید. و این گفته ی شما : برایت یک سیگار بالای سیفون................ مرا یاد اولین روزها انداخت که به واقع جای قایم کردنِ سیگارم بود............! چقدر من شما را ......... ایام به کام و بدرود.

بیتا

از وقتی نشانی ات را داده ای دلم هیچ جا را جز آدرس سر راست تو نمیداند

مریم

[گل][گل][گل]آرام باشید ای بینوایان محبوب من! چه نیرویی عظیم در ورا و پس از این دنیای مادی وجود دارند که همه عدالت است و بخشش،دلسوزی است و عشق....

نوای مهر

درودی به زلالی مهر بیا که بی تو به جان آمدم ز تنهایی نماند صبر و مرا بیش از این شکیبایی بیا که جان مرا بی تو نیست برگ حیات بیا که چشم مرا بی تو نیست بینایی پیروز باشی و سبز [گل]

بارون

آدرسم سر راست است......[گل] زیبا بود هر چند خبر نمیکنید ولی من میام ...........................[گل]