انسان دیگری

نه دیگر این خورشید هم طوفان می زاید

خورشید دیگری به اسمان بفرستید

تا زمین دیگری

گیاه دیگری

انسان دیگری بزاید

تا در ان

دیوان و ددان

ملول نسازد

مولای رومی را

.......................................

با عشق برای شیدا ی عزیز

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

خیلی خوب بود مرسی[لبخند]

شیدا

درود. حالا بیا به خانه برگردیم برگردیم برویم رو به روی بوسه ، رو به روی سکوت رو به روی اصلا ...... می گویند در خواب حیرتِ هر کتابی هزار باغ پروانه در قصه های ما خواب است. باور مکن هرگز حق با هیچ کسی نبوده است ......! ایام به کام و بدرود.

نگار

با سلام زیبا و خوش قافیه است احسنت [دست] این خیلی زیباست که به دوستانت عشق می ورزی و هر بار به یاد یکی‌شون شعری می سرایی شاد و موفق باشید [گل]

شیدا

درود. میدانم ندیدن دلیل نبودن نیست ! این را نیز میدانم که دلتنگی از نبودن است. ایام به کام و بدرود.

بیتا

همه ذرات جان پیوسته با دوست همه اندیشه ام اندیشه اوست نمی بینم به غیر از دوست اینجا خدایا این منم یا اوست اینجا ؟...

قلمدوش

خاطره ای از انقلاب چای داغ با "آتش گوزن ها" بروز شد

سایه

سر به عریانی سینه ات می گذارم از قاره دیگر اخرین تپش قلب ات را گوش می کنم دستت در دست (ایده) کوچک ات است و ایده بزرگ ات من کارگر را باو سفارش می کنی تا دست هایمان تا عدالت اجتماعی از کار نیاستد چون دستان خودت که عاشق کار بود